کهیعص
دست من و تو نیست اگر نوکرش شدیم خیلی حسین زحمت ما را کشیده است
قالب وبلاگ

آشنا بود آن صدایی که زدی

کربلا بیت الحسن شد با صدایی که زدی

خواهرم را بیشتر از هر کسی خوشحال کرد

بانگ انی قاسم ابن المجتبایی که زدی

لشگری را ریختی  آخر تنت را ریختند

کار دستت داد آخر ضربه هایی که زدی

استخوان سینه ات می گفت اینجایم عمو

خوب شد پیدا شدی با دست و پایی که زدی

ذره ذره چون علی اکبرم میبوسمت

این بجای بوسه های بر عبای که زدی

سیزده تا سیزده تا نیزه بیرون میکشم

در ازای سیزده جام بلایی که زدی

عمو جان

تا لاله گون شود کفنم بیشتر زدند

از قصد روی زخم تنم بیشتر زدند

قبل از شروع ذکر رجز مشکلی نبود

گفتم که بچه ی حسنم بیشتر زدند

این ضربه ها تلافی بدر و حنین بود

گفتم علی و بر دهنم بیشتر زدند

میخواستند از  نظر عمق زخم ها

پهلو به فاطمه بزنم بیشتر زدند

[ ۱۳٩۳/۸/۸ ] [ ٤:۱٧ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آن روز که کوه ها همگی در تابند آن روز که نقشه ها همه بر آبند عشاف الحسین .بی خیال دنیا بر روی پر حضرت حیدر خوابند
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب