کهیعص
دست من و تو نیست اگر نوکرش شدیم خیلی حسین زحمت ما را کشیده است
قالب وبلاگ

الحمدلله راضیم

بعد عمری نوکری برای آقا  ، خود  آقا امام حسین یه نیم نگاهی به ما انداخت و تو شب عاشورا ما رو وارد زندگی جدیدی کرد ...

و همونی که ازش خواسته بودم رو انداخت تو دامنم ...

یه همسر خوب و حسینی که کنیز خانوم حضرت زهراست ...

ان شاءالله بتونیم زیر بیرق آقا امام حسین ، زیر سایه آقا ابوالفضل یه زندگی خوب و حسینی داشته باشیم

                                                               وعده گاه ما قیامت

 در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند       گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

[ ۱۳٩٤/۱۱/٢٤ ] [ ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]

تو دلم یه دنیا حرفه ،که می خوام بگم براتون
 تو بگو به من کجایی، تا ببوسم خاک پاتون
 آقا جون دلم گرفته ،مثل آسمون پاییز
 می دونم مرغ دل من، دوباره کرده هواتون
 با خودم یه نذری کردم، که اگه تورو ببینم
 با همون نگاه اول، جونمو بدم براتون
 گل زهرا، گل زهرا....
 چه خوبه خونه ی قلبم، بشه جای تو همیشه
 حک کنی رو صفحه دل، نقش روی دلرباتو
 چی می شه یه بار شبونه، رد شی از کوچه قلبم
 روی ماه تو ببینم، یا که بشنوم صداتو
 ماروهم یه نیمه شب ،تو نماز شب دعا کن
 تاصبا برام بیاره ،صدا و سوز دعاتو
 بیا تا برات بمیرم ،که به عشق تو اسیرم
 الهی به جون بگیرم ،همه دردو بلاتو
 بیا تا دورت بگردم ،حالا که اسیر دردم
 بیا ای یوسف زهرا ،ببوسم شال عزاتو
 گفتی پر خون میشه چشمات، از غم داغ شقایق
 الهی که من بمیرم، نبینم خون چشاتو
 قربون چشات آقا ،خال رو لبات، میمیرم برات

[ ۱۳٩۳/۸/۱٧ ] [ ٧:٠۸ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]

آشنا بود آن صدایی که زدی

کربلا بیت الحسن شد با صدایی که زدی

خواهرم را بیشتر از هر کسی خوشحال کرد

بانگ انی قاسم ابن المجتبایی که زدی

لشگری را ریختی  آخر تنت را ریختند

کار دستت داد آخر ضربه هایی که زدی

استخوان سینه ات می گفت اینجایم عمو

خوب شد پیدا شدی با دست و پایی که زدی

ذره ذره چون علی اکبرم میبوسمت

این بجای بوسه های بر عبای که زدی

سیزده تا سیزده تا نیزه بیرون میکشم

در ازای سیزده جام بلایی که زدی

عمو جان

تا لاله گون شود کفنم بیشتر زدند

از قصد روی زخم تنم بیشتر زدند

قبل از شروع ذکر رجز مشکلی نبود

گفتم که بچه ی حسنم بیشتر زدند

این ضربه ها تلافی بدر و حنین بود

گفتم علی و بر دهنم بیشتر زدند

میخواستند از  نظر عمق زخم ها

پهلو به فاطمه بزنم بیشتر زدند

[ ۱۳٩۳/۸/۸ ] [ ٤:۱٧ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]

باز باران
با محرم
می خورد بر خانه دل
یادم آمد کربلا را
دشت پر شور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را
باز باران
با صدای گریه های کودکانه
از فراز گونه های زرد و عطشان
با گهر های فراوان
می چکد از چشم طفلان پریشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پیچ و خمی در حسرت لب های ساقی
چشم در چشمان هم آرام و سنگین
می چکد آهسته از چشمان سقا
بر لب این رود پیچان
واندر این صحرای سوزان
می دود طفلی سه ساله
پر ز ناله
دل شکسته
پای خسته
باز باران
باز هم اینجا

عطش
آتش ، شراره
جسمها افتاده بی سر ، پاره پاره
می چکد از گوشها باران خون و کودکان بی گوشواره
شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان
وندرین تخدیده دشت و سینه ها بر پاست طوفان
دستها آماده شلاق و سیلی
چهره ها از بارش شلاق ها گردیده نیلی
باز باران ، قطره قطره
می چکد از چوب محمل...
خاک های چادر زینب به آرامی ، شود گِل
می رود این کاروان منزل به منزل
می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران
آری آری
باز سنگ و باز باران
آری آری
تا نگیرد شعله ها در دل زبانه
تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی
مشک ساقی
کاش می بارید باران
آه باران !
کی بباری بر تن عطشان یاران ؟
تر کنند از آن گلو را
آه باران ، آه باران

[ ۱۳٩۳/٧/٢۳ ] [ ٧:٥٧ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]

مدعی پرسید ز من نیست در قران چرا نام علی و فاطمه ؟

در دلم شد همهمه،با واهمه !

با وضو رفتم سراغ آیه های پاک قران

با دل و جان سیر کردم آیه و تفسیر قران

سوره احزاب خواندم،سوره شورا ، نساء

با  با بسمه الله خواندم

سوره هجر ، سوره نحل و حدید و حمد خواندم

گویم یا رسول الله          تا بشنود این فرقه ی گمراه

گویم با توکل بر پیمبر         با توسل بر خدیجه

من گرفتم این نتیجه       که نیتجه این چنین است

احتیاجی نیست نام مرتضی باشد به قران

چون که قران خدا کلا امیر المونین است

[ ۱۳٩۳/٧/٢٠ ] [ ۸:۱۸ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]

فصل عزا آمد و دل غم گرفت

خیمه ی دل بوی محرم گرفت

زهره منظومه زهرا حسین

کشته افتاده به صحرا حسین

آه از آن لحظه که بر سینه ات

بوسه نشاندن لب تیر ها

آه از آن لحظه که بر پیکرت

زخم کشیدن شمشیرها

آه از آن لحظه که اصغر شگفت

در هدف چشم کمانگیر ها

آه از آن لحظه که سجاد گشت

هم نفس ناله ی زنجیر ها

قوم به حج رفته به حج رفته اند

بی تو از این بادیه کج رفته اند

کعبه تویی کعبه به جز سنگ نیست

آیینه ایی مثل تو بی رنگ نیست

آیینه رهگذر صوفیان

سنگ نصیب گذر کوفیان

کوفه دم از مهر و وفا میزند

شام تو را سنگ جفا میزند

کوفه اگر آیینه ات را شکست

شام از این واقعه ترسی نبست

کوفه اگر تیغ و تبرزین شود

شام اگر یک سره آذین شود

مرگ اگر اسب مرا زین کند

خون مرا تیغ تو تضمین کند

شعله آتش نبرد مرا

تیغ اجل نیز نبرد مرا

بی سر و سامان توام یا حسین

دست به دامان توام یا حسین

[ ۱۳٩۳/٧/۱۱ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]

اصلا حسین جنس غمش فرق میکند

این راه عشق پیچ و خمش فرق میکند

اینجا گدا همیشه طلب کار میشود

اینجا که آمدی کرمش فرق میکند

شاعر شدم برای سرودن برایشان

این خانواده محتمش فرق میکند

صد مرده زنده میشود از ذکر یا حسین

عیسای خانواده دمش فرقش میکند

از نوع وی‍‍‍‍‍ژیگی دعا زیر قبه اش

معلوم میشود حرمش فرق میکند

تنها نه اینکه جنس غمش جنس ماتمش

حتی سیاهی علمش فرق میکند

با پای نیزه روی زمین راه میرود

خورشید کاروان قدمش فرق میکند

من از   حسین منی  پیغمبر خدا

فهمیده ام حسین همش فرق میکند

[ ۱۳٩۳/٧/٦ ] [ ۸:٥٠ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]

دلبرا در هوس دیدن رویت دل من تاب ندارد

نگهم خواب ندارد

قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد

تو کجایی گل نرگس؟

همه گویند به انگشت اشاره

مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد

تو کجایی گل نرگس؟

ز فراقت دل من تاب ندارد

[ ۱۳٩۳/٧/٥ ] [ ٩:۳٤ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]

مرحبا زینب که طوفان کرده است

آنچه زهرا گفته بود آن کرده است

در بحر العشق او نوح کربلاست

عشق او فتح الفتوح کربلاست

خلق را زینب شناسی نیست نیست

فاطمه داند که زینب کیست کیست

گر چه خوش زادم حسینی منصبم

گر قبول افتد غلام زینبم

[ ۱۳٩۳/٦/٢٥ ] [ ٧:۱٠ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]

اهل عالم من بری از فتنه ام         من ز طفلی اهل بیتی بوده ام

شیر داده مادرم با شور و شین     نام نوزداش نهاد کلب الحسین

لقمه ناپاک من ناخورده ام           آب را با عشق زهرا خورده ام

من جوانم از جوان ها سر ترم      چون غلام سر به زیر حیدر ام

[ ۱۳٩۳/٦/٢٢ ] [ ٧:۳٥ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]

ضامی آهو شدی سگ هم به دردی میخورد

                    لااقل گوشه ایی از صحنت نگهبان میشوم

[ ۱۳٩۳/٦/۱٥ ] [ ٤:٤٥ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]
2

حس حضورت دل ما میبرد                 گوشه شش گوشه و پایین پا

حس حضورت همه جا با من است      صحن نجف یا سحر سامرا

یا که به مشهد دم باب الجواد              یا وسط سایه ایوان طلا

در همه جا رفته ام و خوانده ام            باز به یاد تو و مولا رضا

آمدم ای شاه پناهم بده...

                    خط امانی ز گناهم بده...

[ ۱۳٩۳/٦/٦ ] [ ۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]
1

از سنی نزن حرف پی شر نباش

من سابقه کوی شرارت دارم

پایم نرسد پایین پا عیبی نیست

شکران به امام رضا ارادت دارم

[ ۱۳٩۳/٦/۳ ] [ ٤:٥٩ ‎ب.ظ ] [ کینگ ] [ نظرات () ]
........

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آن روز که کوه ها همگی در تابند آن روز که نقشه ها همه بر آبند عشاف الحسین .بی خیال دنیا بر روی پر حضرت حیدر خوابند
صفحات اختصاصی
آرشيو مطالب
امکانات وب